مهسان نبی پور

درس خوندن مامان

1390/2/14 18:00
نویسنده : مامان
1,812 بازدید
اشتراک گذاری

 

عزیزم.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

مرسی از اینکه الان یه مدت خیلی بهتر شدی کمترگریه میکنی تو روروکت بازی میکنی دیگه واسه خودت خانوم شدیشِـکـْلـَکْ هآے خـآنــــومے

 

    niniweblog.com   niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

 

عزیزم باید یه مدت به مامانت کمک کنی اول از همه مامان امتحان اختبار داره از امشب مثلا تصمیم گرفتم شبا وقتی خوابیدی بشینم درس بخونم .دوم واسه پایان نامم باید کم کم شروع کنم این ترمم تمام شد باید روش کار کنم .بازم تصمیم گرفتم شبا که شما خوابی روش کار کنم.

بعدم بعدازظهرا باید برم دفترم 2 روز پیش که رفته بودم بعد از 6 ماه به اندازه یه بند انگشت خاک رو میز وصندلی بود (مامان مهسان وکیله) واسه این ماه جلسه های دادگاهم زیاده واسه همین اکثر صبحا نیستم.امروزم ساعت 11 جلسه دارم.

خیلی تو این مدت تنبلی کردم .باید دیگه تنبلیرو بزارم کنار الانم باید برم یه لایحه بنویسم.

 

خیلی آرزوها واست دارم چیزای که خودم  دوست داشتم شاید بگن تحمیلیه آرزو میکنم اون چیزایرو که دوست داشتم رو تو هم دوست داشته باشی .شایدم داشته باشی شکلت شبیه مامانته شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےگروه خونیت مثل مامانتهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے دیروز دقت کردم دیدم تمام انگشتات  دست وپات دقیقا مثل منه.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےاصلا نمیدونم بنده خدا بابات اینجا چیکاره بود؟شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

(دخترم ، امیدوارم وقتی که بزرگ شدی فهمیده و خوب باشی و نوشته های مادرت را بخونی و درک کنی که مادرت چه احساسی داشته و بدونی که دنیا ، زندگی ، خیلی زود و راحت میگذره ا و خیلی زود می رسه زمانی که تو هم مادر بشی و احساسها و نگرانی های مادرانه داشته باشی. و کاش آدم می تونست در آن واحد احساس مادرانه و پدرانه و فرزندانه را همه و همه را با هم درک کنه و در هر جایگاهی خوب و کامل باشه. )

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

 

دیروز بعد از مدت ها بابات اجازه داد که خودم با ماشین ببرمت بیرونauto103.gif خیلی بهمون خوش گذشت من واست حرف میزدم شماهم یه چیزای البته به صورت آواز میگفتی نمیدونم جوابمو میدادی ؟

عزیزم تو این مدت به مامان کمک کن .خیلی دوست دارم .شاید یه کوچولو بعضی وقتا خسته بشم ولی میدونی که مامانت عاشقته.تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، بلاگر www.Bloger.Rozblog.Com

 

ازپیشرفت مهسان جون باید بگم دخترم یه کوچولو غلت میزنه.شِـکـْلـَکْ هآے خـآنــــومے آواز میخونه  هر چی دم دستش بیاد سریع میزاره تو دهنش از عروسک گرفته تا لباسش شونش حوله و............

niniweblog.com

.با صدای بلند میخنده  هنوزم خیلی کم فرنی بهش میدم.فکر کنم دیگه داره مامانشو خوب میشناسه چون دیروز وقتی که اومدم بغل خالش بود من نگرفتمش زد زیر گریه .تو روروکم خیلی سریع تر از قبل حرکت میکنه.

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

 .دیگران رو ببخش نه به خاطر اینکه سزاور بخششند به خاطر اینکه تو سزاوار آرامشی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (10)

مامان ماهان
14 اردیبهشت 90 11:37
خیلی زیبا نوشتی بوسسسسسسسسسخصوصی برات گذاشتم
مامان ماهان
14 اردیبهشت 90 23:58
قربون این دختر ناز ممنون از لینکت منم لینکت کردم در ضمن الهی موفق باشی در تمام زمینه ها
حدیث
15 اردیبهشت 90 9:31
انشاله مهسان جون کمکت میکنه که هم به درسات برسی و هم کاراتو انجام بدی.موفق باشی عزیزم
مامان فرشته
18 اردیبهشت 90 2:55
سلام عزیزم خوبی ؟ قربون غلت زدن و آواز خوندش بره خاله بوسسسسس
مریم
18 اردیبهشت 90 15:00
سلام مامان مهسان جون مرسی عزیزم حتما براش مسواک انگشتی میگیرم
مامان ماهان
19 اردیبهشت 90 11:52
مامان فرشته
21 اردیبهشت 90 1:39
سلام عزیز دلم خوبی ؟ من نظرات رو تایید نکرده بودم ممنونم از محبتت گلم برام دعا کن دردم خیلی زیاد شده می ترسم که ...
مامان ال آی
22 اردیبهشت 90 9:31
شروع دوبار کار ودرس بعد از 6 ماه ،کار سختییه .ولی براتون آرزوی توفیق دارم خانم وکیل. راستی مهسان جون رو چیکار میکنی .میذاریش مهد.
مامان فرشته
24 اردیبهشت 90 14:39
سلام عزیز دلم وایییییییی خوش به حالتوننننننننننن منم شمال می خوامممممممممم گفتی عذاب عذاب برای یک لحظه است گلم قدر کنار دریا رو بدون قربونت برم که اینهمه با محبت و مهربونی ممنون بوسسسسسسسسسس
مامان ماهان
26 اردیبهشت 90 15:52
اتل متل توتوله حال گلم چه جوره؟ اينو بخون يادم كن لبخند بزن شادم كن